مثل همیشه از خونه می رم بیرون...
من همون منم...شهر همون شهر...مسیر همون مسیر همیشگی...
ولی.....امروز مثل روزای قبل نبود...یه فرقی داشت...یه فرق بزرگ...
آسمون یه رنگ دیگه بود شاید منم یه من دیگه...
محرم اومده...محرمی که مدتی بود صدای پاش میومد...
تو هم اونو شنیدی؟
پرچم ها ..اطلاعیه ها...عکس ها...همه با آدم حرف می زدن...می گفتن:
یک سال از محرم پارسال گذشت و بازم شانس اینو داشتی که صدای پای محرم
رو بشنوی... مواظب باش که سال دیگه شاید...
ولی نه ما جوونا کجا و این حرفا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟زوده !!!!!!!!!!
ولی نه فکر که می کنم می بینم خیلی دیره خیلی دیر...
اگه منم مثل.....وای....................
آهای صدامو می شنوی........!!!!!!!!!!!!!
این دفعه قول می دم قدرت و بدونم...قول می دم!!!!!!!!!!!
فقط بذار یه بار دیگه ......................
محرم من با تو حرف می زنم....
محرم صدامو می شنوی
|